ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


غربت »

زمستان نیست، سرما نیست

اما سخت سوزان است

سلامی را نمی خواهند پاسخ داد گفتن، اما

چشم در چشمان!، همین تنها نگاه مرده و مردود.

آری هست.

زنی با نگاهی سرد، مرده ای رنجور

کنارم می نشیند آهسته، سر در گریبان همی آرد

که اینجا مرگ آسان است.

جوانی با لبان بسته و رنجور، هزاران بار مرده،

با لبانی از شدت آغوش یارانش هزاران چاک خورده،

باز می آید، به دستش شیشه ای از جنس نرم آن مرده

زیر لب باز می خواند،

غرورش به آسمان برده، سرش زیر افکنده

شرمش باد کینجا سخت بیعار است