ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


ویرانه »

می تراود مهتاب

می چکد خون در آب

آن طرف غوغایی است

کفتران مهتاب

دخترک سخت گریست

کفتری است اندر آب

خانه اش ویرانست

کفترش اینک مرد

نیمه شب »

شب که از نیمه گذشت

چو صدایت بنمود

بار غم بود مرا

که صدایت بربود

جامی از می در دست

خنده ات دل بربود

پسته ها می خوردم

چشمکت جان بربود

چون به دستت دادم

نای تن را بربود

نای من نای نبود

تا صدایت بنمود

دل به آن ره دادم

که دلت دل بربود