ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


کنار تو »

من کنارت بودم

آهسته آهسته سخن می گفتی

نرم نرمک دل من می سفتی

دل به ره می دادم و آید یادم

جام می را به دمی می جستی

من به یادت بودم

جام دل را به سحر می شستی

اندکی صبح سحر می گفتی

شاید این پیک به ره می بردی

دست در دست چو در می سفتی

بدی هایم »

یادت اینک، همراه

همنوایم باشد

من به تو بد کردم

شاید از فکر گلی

ناز تو رد کردم

نازک آن سینه صاف

آن ترنم هایت

یادم آید آری

من به تو بد کردم

دست دست دویدیم ولی

آخر قصه تو را رد کردم

خوب آن روز به ذهنم آید

پشت آن پشته کاه

دست در گردن و آویز گواه

من به تو بد کردم

شاید یک روز بیاید روزی

که تورا بینم و نالان، گریان

چشم در چشم تو دوزم گویم

من به تو بد کردم

شاید آنروز تو باشی و مرا

سخت بفشاردیم دل

من به تو بد کردم

کاش آنروز تو خونم ریزی

تا که از بار گناهان شویم

این تن و روح به باد بسپارم

خوب می دانم و آگاه به این نکته منم

من به تو بد کردم