ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


« جایی دیگر

من گناهم اینست

عاشق انسانم،

دل من سخت تپید

چون شنیدم به سحر

نوگلی را بدریدند، دریغ

من سر از پا نشناسم وقتی

دو کبوتر به هم آمیخته اند

آن طرف، لانه گنجشک ظریف

نیست آماج نگاه هرزه!

نیست هیچ تیغ و خروشی شرزه!

وقت آواز، کبوتر با باز

هستند یکی، چونانست پرواز

شاید آنگاه اگر چشم آری

دل هر نوگل نوخاسته را دست آری

من گناهی دارم

غم من آزادیست

نظری بدهید