ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


« گردباد

سرانجام برخاست، با نگرانی و نگاهی سرد. آنگاه سر برآورد، با مهربانترین همراه شد. خود را بزرگ میداشت، با نگاهی غبارآلود درهم پیچید. و تمام خاطرات مرا با خود برد. آنگاه با تلخی به یاد دوستی افتادم که خانه ویران آن سیاه قامت سیاه جامه سیاه چهره را ویران خواست. که در چشم بهم زدنی، تک درخت گل ساز همساز او را ببرده بود. خانه ات ویران باد.

نظری بدهید