ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


« در گوشه ای دور

در آنسوی دیوار، بالاتر از جایی که قلب روشنایی تاریک ترین روزهایم می تپد، صدایی همیشه نجوا می کند. آمد و شدی بغایت عاشقانه با مغازلاتی شاعرانه. یا شاید دردی و اندوهی که هرشب آن یار بی یار حس می کند. کسی نمی داند و من با کنایه از آنها سخن می گویم، باشد که لحظه ای لبخندی بر لبانمان بنشیند. و همچنان صدا می آید.

نظری بدهید